شنبه, اکتبر 19جنبش آزادی ایران

پایه های نگهدارنده حکومت

به جرات می توان گفت که همه مردم حتی افراد ناآگاه، بی سواد یا کم سواد، و بی توجه ترین اقشار نیز اکنون به فساد گسترده و سازمان یافته در سر تا پای این حکومت جهل، فساد و جنایت به خوبی آگاهند. بنابراین دیگر توهم یا عدم آگاهی مردم در این خصوص، پایه نگهدارنده مهمی برای حکومت محسوب نمی شود. اگر چه هر گونه افشاگری در زمینه فسادها برای یادآوری این پدیده شوم به جامعه مفید است و نباید از دستور کار خارج شود، اما شایسته تر آن است که پتک های خود را بر  پایه های نگهدارنده فعلی فرود آوریم. زمان، انرژی و منابع محدود خود را باید هوشمندانه به کار بگیریم تا بهترین بهره وری و کارآئی را داشته باشیم.

از میان عوامل بسیار متعدد و گسترده ای که به ادامه حیات حکومت جمهوری اسلامی کمک می کنند، حسب مشاهدات نسبتاً دقیق ما از کف خیابان ها و بطن جامعه، موارد زیر، به ترتیب اهمیت و اولویت، بیشتر از سایر عوامل به چشم می آیند:

  • ترس پراکنی دستگاه های اطلاعاتی رژیم و برخی محافل اصلاح طلبان در میان مردم مبنی بر “سوریه ای شدن” ایران در صورت سرنگونی حکومت. این موضوع، با توجه به سومین عامل که در زیر به آن اشاره شده است (یعنی نداشتن تصویری از حکومت و وضعیت آینده کشور)، به یقین مهم ترین عامل عقب نشینی و سکوت فعلی مردم و عدم خیزش عمومی آنها است. برشمردن فرق های اساسی بین ایران و سوریه یا عراق بخشی از اقداماتی است که می تواند در رفع این نگرانی جدی و مهم مردم کمک کند. ایران مانند این کشورها مبتنی بر روابط قبیله ای نیست. برخلاف این کشورها، دارای نیروی انسانی زبده و آموزش دیده است. بجز عده بسیار کمی که، بعضاً به دلیل ناآگاهی و بعضاً به واسطه کمک گرفتن از برخی کشورهای همسایه یا منطقه و یا توسط خود دستگاه های اطلاعاتی جمهوری اسلامی و به عمد و برای گل آلود کردن آب، به طرح شعارهای قومیتی و حتی فدرالیسم افراطی مشغولند، اکثریت قریب به اتفاق اقوام ایرانی هرگز به تجزیه ایران فکر نمی کنند و شعورشان می رسد و می بینند که کشورهای اتحادیه اروپا برای تقویت خود و زندگی مردم شان دست از پدرکشتگی تاریخی بین خود برداشته اند. حال آن که ایرانیان هزاران سال است با هم و دوش به دوش هم از آب و خاک کشور دفاع کرده اند و فرض جنگ داخلی، به جز شلوغ کاری مقطعی و مختصر عده معدودی که شمار آنها از شمار تجزیه طلبان اول انقلاب یا شورش پنجاه و هفت بسیار بسیار کمتر و در واقع ناچیز است، به کلی به دور از واقعیت است. در این زمینه باید هوشمندانه و با توضیحات مفصل و مکرر و نیز در قالب های گوناگون، نگرانی های مردم را از این جهت از بین برد یا به حداقل رساند.
  • باور عده بسیاری از مردم مبنی بر این است که “سایر کشورها به خصوص آمریکا، اروپا و اسرائیل تمایلی ندارند که این رژیم برود”. جان کلام این عده این است که وجود یک رژیم نادان، یک گاو شیرده و یک لولوی ترسناک فوائد زیادی برای این کشورها دارد و برای این کشورها فقط قطع دست و پای تروریستی رژیم از منطقه کافی است. بحث حقوق بشر هم یا اساساً در درخواست های این کشورها از حکومت ایران وجود ندارد و یا این که جدی نیست و صرفاً به عنوان ابزار چانه زنی توسط این کشورها مورد استفاده قرار می گیرد.
  • نبود تصویری از حکومت و وضعیت آینده از دید مردم حتی بسیاری از فرهیختگان و افراد تاثیرگذار: توضیح آن که بر خلاف آنچه که در دعوای بین گروه های مخالف خارج از کشور به چشم می خورد، مردم داخل کشور به ندرت به حرف ها و بحث ها در مورد نوع و سیستم حکومتی آینده توجهی دارند. برای اکثریت عظیم این مردم، طرح بحث در باره انواع حکومت های جمهوری پارلمانی (در اشکال متعدد آن) یا جمهوری های ریاستی و پادشاهی مشروطه و غیراینها کمترین جاذبه ای ندارد. آنچه که برای اکثریت مطلق مهم است این دو موضوع است که نیروی جایگزین چگونه می خواهد رژیم را به پائین بکشد و چه برنامه ای برای نجات کشور و جلوگیری از بروز هرج و مرج دارد و چگونه می خواهد مشکلات عمده را حل و فصل کند. ضمناً عده کثیری از مردم در ناصیه هیچیک از گروه های موجود (هر یک به دلائلی) توان رهبری را نمی بینند. از دید این مردم، در اکثریت قریب به اتفاق گروه ها و اشخاص مشهور و نیمه مشهور، نه علم کافی می بینند و نه حلم وافی، و نه توان کمی یا کیفی. اساساً مدتهاست که مردم بسیاری از کانال های مخالفان یا به ظاهر مخالفان را نمی بینند و اگر به ندرت به خاطر اتفاقات خاص به این کانال ها سری می زنند، جاذبه ای جدی و قابل اتکاء در اغلب آنها نمی بینند. تنها شخصی که با فاصله زیادتر نسبت دیگران بخت قرار گرفتن در رهبری جنبش مردم را داشته اند، جناب آقای رضا پهلوی (یا شاهزاده رضا پهلوی) بوده اند که بنا به دلائلی در حال از دست دادن این برتری هستند. در باب این دلائل همین بس که ایشان چند بار تکرار کرده اند که ایشان نباید به سازماندهی بپردازند و این وظیفه دیگران است. ایشان فقط در خصوص تائید فعالیت و اقدامات دیگران نظر می دهند. این موضوع به شدت به برتری بلامنازع ایشان ضربه زده است. برخی این را نخوت و تکبر ایشان تلقی کرده اند و معتقدند ایشان اگر به قدرت برسند احتمالاً روی دیکتاتوری خود را نشان خواهند داد. برخی تندروی های این چنینی ندارند اما می گویند الان که کشور در یک تند پیچ تاریخی و بسیار مهم قرار گرفته است، لازم است ایشان قدرت رهبری خود را به نمایش بگذارند. مردم به اطرافیان ناشناس و بعضاً کم دانش ایشان اعتماد و اعتقادی ندارند و می خواهند مستقیم رهبری ایشان را ببینند. و البته این فرصت طلائی برای نشان دادن رهبری به سرعت در حال از دست رفتن است. در دست گرفتن رهبری به یک روند چندین ماهه و زیرساخت های مشخص دارد. در سال آینده شاهد رسیدن بحران جهموری اسلامی به اوج آن خواهیم بود و شخص یا سازمان رهبری کننده از هم اکنون باید به طور بسیار سنجیده و هوشمندانه، با اطلاعات کافی و تحلیل واقعی از وضع موجود مستقیماً وارد آوردگاه شود و اقدامات تدریجی و حساب شده ای را انجام دهد. نبود یک رهبری منسجم که خود را در چشم مردم ایران و کشورهای جهان بنمایاند، می تواند منجر به زمینه سازی برای امتیازگیری کشورهای مخالف جمهوری اسلامی و نهایتاً سازش بین حکومت و دول خارجی پس از اخذ منافع آنان شود. این احتمال، صحیح یا غلط، در بین مردم وجود دارد و تصویر خوبی را ایجاد نکرده است. ضمناً مردم می خواهند بدانند و مطمئن شوند که پس از فروپاشی جمهوری اسلامی، رهبری توانمند برای سامان دهی کشور از هم اکنون وجود دارد.
  • فعالیت و حضور وسیع نیروهای اطلاعاتی رژیم در فضای مجازی و سایر رسانه ها و شبکه های اجتماعی: این نیروها از تاکتیک های بسیار گسترده ای استفاده می کنند. از طرح موضوعات مبتذل جنسی، برجسته کردن یک موضوع بی ارزش در باره یک خواننده یا بازیگر دست چندم کشور گرفته تا اختلاف اندازی بین افراد از طریق کامنت گذاری در سایت ها و فحاشی به یک طرف در زیر ماسک طرفداری جانانه از دیگری و سایر تاکتیک های شناخته شده به فراوانی بهره می گیرند. هزاران بسیجی و طلبه را با امکانات مفصل و حقوق مکفی بر این کار گمارده اند تا دربرابر نیروهای مخالف که هیچ بنیه مالی ندارند و روزمره باید برای گذران زندگی تلاش کنند و اگر بتوانند، زمانی کوتاه را به جنگ مجازی با رژیم بپردازند، برتری پیدا کنند. در باره این تاکتیک ها در بخش های مربوط به تاکتیک های مبارزه مدنی در همین سایت بیشتر سخن خواهیم گفت.
  • مذهب و خرافات: با این که با قاطعیت می توان گفت امروز افراد لائیک ( و به کلی منفک از دین) تقریباً نیمی از کشور را تشکیل می دهد و اشخاص سکولار (حتی مذهبیون معتقد به جدائی دین از سیاست) اکثریت مطلق و عظیمی را در بر می گیرد، اما هنوز وجود مذهب و خرافات نقشی در نگهداری حکومت جمهوری اسلامی دارد. متاسفانه بسیاری (و متاسفانه اغلب از میان بانوان، شاید بیش از هشتاد درصد آنان به دلیل محرومیت های اجتماعی و روانی ناشی از جنس دوم پنداری)، در اعتقادات خرافی عجیبی به سر می برند. حتی آنان که به پوچ بودن مبانی اعتقادی حکومتیان فاسد و جنایتکار پی می برند، به جای آن که جذب اندیشه و علم شوند، در دام خرافه پرستان شیک پوش و مذاهب و حلقه های من درآوردی و شیادانی با حرف هائی با ظاهری فریبنده گرفتار می شوند. مجموع این خرافه ها، قدرت تفکر و استدلال و منطق را تا حدود زیادی از بسیاری از این گروه سلب کرده است. در مهمانی ها یا در محیط هائی که اشخاص نیاز به تظاهر ندارند هم می شنوید که وقتی صحبت از تغییر رژیم می شود، برخی می گویند معلوم نیست اگر همین جمهوری فاسد اسلامی برود، چه بر سر دختران و پسران ما خواهد آمد. این عده، یک حالت را وجود وضع موجود و حالت مقابل را همه گیرتر شدن استفاده از مواد مخدر و آرایش های غلیظ و فسادهای مربوط به روابط جنسی چندین طرفه به طور همزمان، که به ویژه در تهران به راه افتاده است، تصور می کنند. متاسفانه غافل از آنند که این کارها عکس العمل و ثمره همین جمهوری زور و اجبار و محدودیت های غیر انسانی تحمیل شده توسط آن است. این عده فکر می کنند به هر حال همین مختصر اعتقادی که به اسلام و ائمه باقی مانده تا حدی مانع بدتر شدن وضع شده است. این برداشت نادرست متاسفانه در جامعه وجود دارد و تاثیر منفی خود را همچنان می گذارد. اگر چه این مسئله و تاثیرات آن بسیار محدودتر و کمتر از عوامل اشاره شده در بندهای قبلی است اما لازم است به روش های گوناگون، این مسئله مورد توجه جدی قرار گیرد.
    .

همان گونه که در بالا عرض شد، فهرست مذکور تنها اهم موارد را در بر می گیرد. به هر حال از تمام دوستان و همرزمان داخل کشور دعوت می کنیم موارد فوق را جدی بگیرند و با اعتباری که در محیط های خود دارند نسبت به ادامه روشنگری و رسوائی حکومت و آثار شوم وجود آن در جامعه و کشور و اقدامات موثر، مستمر و حساب شده خود تا حصول نتیجه مطلوب ادامه دهند.

ار دوستان آن سوی مرزها هم درخواست داریم در صورتی که با موارد بالا، موافقت دارند، با ما هم آوا شوند و از هر طریقی که می دانند و می توانند، پایه های نگهدارنده حکومت را که در بالا ذکر شد به طور مستمر و محکم به لرزه درآورند.

 

رفتن به بخش بعد >>>

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *